مسمط : ‏

شعري است كه از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد و هر رشته از چند مصراع هم وزن و هم قافيه
تشكيل ‏مي شود و در هر رشته تمام مصراع ها به جز مصراع آخر ، هم قافيه است .
و مصراع آخر هر رشته را « ‏بند » مي گويند .
اين مصراع ها ( بند ها ) كه در تمام رشته ها هم قافيه هستند ،
در واقع حلقه ي ارتباط رشته ‏ها نيز محسوب مي شوند . ‏

توجه :
هر رشته از مسمط معمولاً سه تا شش مصراع دارد
كه به اندازه ي تعداد مصراع ها نام گذاري مي ‏شوند .
يعني سه مصراعي را مسمط مثلث ، چهار مصراعي را مسمط مربع ، پنج مصراعي را مسمط مخمس ‏و شش
مصراعي را مسمط مسدس مي گويند . ‏

‏ نمودار مسمط مخمس:

.................1 ................1

‏................1 ..................1 ‏

‏ ...................*‏
‏ ............. 2 .................. 2‏
‏ ..............2 ...................2‏
‏ ...................*‏
نكته :

گاهي شاعر همه ي مصراع هاي رشته اوّل را ، با تمام مصراع هاي آخر همه ي رشته ها ( بند ها )
هم ‏قافيه مي آورد . ‏

مشخصات مسمط : ‏

‏1- تعداد رشته هاي مسمط نامعين و به اختياري شاعر است . ‏
‏2- موضوع و محتواي مسمط غالب تغزل ، مدح ، اشعار سياسي ، ملّي و ميهني است . ‏

‏3- بنيانگذار مسمط منوچهر دامغاني ( شاعر قرن پنجم ) است . ‏ 


مشهورترين مسمط سرايان عبارتنداز : منوچهر دامغاني ، قاآني و ملك الشعرا بهار . ‏

مسمط تضميني ‏
‏ شعري است كه شاعر به عنوان تضمين ، معمولاً ،
غزلي را از شاعر معروفتر انتخاب مي كنيد و هر يك از ‏بيت هاي
آن غزل را به ترتيب در پايان هر رشته از مسمط خود مي آورد كه مصراع هاي دوم ابيات غزل
« ‏بند هر رشته » قرار مي گيرند . ‏

نكته : تعداد رشته هاي مسمط تضميني تابع تعداد بيت هاي غزل است .
( براي مثال اگر غزل مورد تضمين ‏هفت بيت باشد ، مسمط نيز هفت رشته خواهد بود .)
‏ نمودار مسمط تضميني :
‏ ....................1 .................1‏
‏.....................1‹‹ ...............1‏
‏ .............1››

....................2 ..................2

..................2 ‹‹................2‏
‏ ...................2»‏
‏ ...................3 .................3‏
‏ ................... 3‹‹ ..............3‏

‏ ...............3»

...............................................................................................

مسمط مسدس مانند:

گویی بط سپید جامه به صابون زده است --- کبک دری ساق پای در قدح خون زده است

بر گل تر دلیب، گنج فریدون زده است --- لشگر چین در بهار، خیمه به هامون زده است

لاله سوی جویبار خرگه بیرون زده است --- خیمه آن سبزگون خرگه این آتشین


باز مرا طبع شعر سخت به جوش آمده است � کم سخن عندلیب،دوش به گوش آمده است

از شغب مردمان لاله به جوش آمده است --- زیر به بانگ آمده است بم بخروش آمده است


نسترن مشکبوی، مشک فروش آمده است --- سیمش در گردن است، مشکش در آستین

...................................................

قالب مسمط مخمس(قاآنی شیرازی)

بـــاز بر آمد به کــــوه، رایت ابر بهــــــــــــار ســـــیل فرو ریخت ســنگ، از زبر کوهســـار

باز به جوش آمدند، مرغـــــان از هر کنــــــار فاخته و بوالملیح و صلـصل و كبك و هـــــزار

طوطی و طاووس و بط ، سیره و سرخاب و سار

هست بنفشـــــــــــــه مگر، قاصد اردیبهشت؟ کز همه گل‌هــــــا دمید، پیشتر از طرف کشت

وز نفسش جویبار، گشـــته چو باغ اردیبهشت گویـی، با غـــالیه، بر رخــــــش ایـــزد نوشت:

کــای گل مشـکین نفس، مژده بر از نـــوبهــار


مسمط معمولاً ساختمان قصیده را دارد اول آن تغزل است و بعد تخلص به مدح می پردازد. این نوع جدید مسمط است که به ابتکار منوچهری از مسمط قدیم ساخته شده است، مسمط قدیم بیتی است چند لختی که لخت های آن یک قافیه دارند (قافیه درونی) و لخت آخری آن با لخت های آخر ابیات دیگر هم قافیه است (قافیه بیرونی) او گاهی به این گونه اشعار شعر مسجع گویند و نمونه آن در اشعار مولانا زیاد است.

..................................

رباعي ‏

‏ شعري است داراي چهار مصراع هم وزن كه رعايت نمودن قافيه در مصراع هاي اوّل ، دوم و چهارم ‏الزامي است
ولي در مصراع سوم اختياري است .
يعني مصراع سوم مي تواند با مصراع هاي ديگر هم قافيه ‏باشد يا نباشد نمودار رباعي

..............* .............*.‏
‏ .............+ .............*‏

مشخصات رباعي : ‏

‏1- رباعي بر وزن لاحول ولا قوه الا با الله مي باشد . ‏
‏2- درون مايه و محتواي رباعي عارفانه ، عاشقانه و يا فلسفي است . ‏
‏3- مناسب ترين قالب براي ثبت لحظه هاي كوتاه شاعرانه است .
4-رباعي با هجاي بلند شروع مي شود.

رباعي سرايان مشهور عبارتنداز : خيام ، مولوي ، عطّار ، بيدل دهلوي و خواجوي كرمانی

جز من اگرت عاشق شیداست بگو ----- ور میل دلت به جانت ماست بگو

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو ----- گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو
(مولوی)

هر سبزه که بر کنار جویی رسته است ---- گویی زلب فرشته خویی رسته است

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی --- کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است
(خیام)

...........................

دوبيتي ‏دو بيت هم وزن است كه از نظر شكل قافيه همانند رباعي است . ‏

‏ نمودار دوبيتي : ‏

‏ ..................* ....................*‏
‏ .. .............. ....................*‏

مشخصات دوبيتي :‏

‏1- دوبيتي بر وزن مفاعلين ، مفاعلين ، فعولن ( مفاعيل ) مي باشد . ‏
‏2- موضوع و درون مايه دوبيتي درفارسي « ترانه » است كه رايج ترين قالب شعر درنزد روستائيان است . ‏
مشهورترين دوبيتي سرايان عبارتنداز : بابا طاهر همداني ، فائز دشستاني . ‏

راه تشخيص رباعي از دوبيتي : ‏‏ همانطور كه خوانده ايد ، رباعي و دوبيتي فقط از نظر وزن با هم اختلاف دارند .
لذا براي تشخيص اين دو ‏قالب از يكديگر فقط كافي است
اوّلين هجاي هر يك از دو قالب شعر را بشناسيد .
( دوبيتي با هجاي كوتاه و ‏رباعي با هجاي بلند آغاز مي شود . ) ‏

توجه :

هجاي كوتاه دو واج دارد ( صامت + مصوت كوتاه )

مثال : ب ، ك ، ت كه مثلاً : به حرف «ب» ‏صامت و به حركات ــــ مصوت كوتاه گويند .


هجاي بلند سه واج دارد و ساختار آن به دو شكل است . ‏

‏1- صامت + مصوت كوتاه + صامت

2- صامت + مصوت بلند ‏



مثال : براي قاعده نوع اوّل : بر ، در ، گل ( گ + ــ + ل ) ‏
مثال : براي قاعده نوع دوم : با ، كو ، سي ( صامت «س» + مصوت بلند « ي » ) ‏
توضيح : در تلفظ هجاها ، مصوت بلند « ا » ، « ي » ، « و » دو حرف محسوب مي شوند .


مثال شعري : زدسـت ديـد و دل هـر دو فريــاد......... كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
‏ بسـازم خنجـري نيشـش زفــولاد زنـم بر ديـده تـا دل گـردد آزاد ‏


توضيح :

در دو بيت بالا مشاهده مي كنيد كه هجاهاي اوّل مصراع هاي آن

به ترتيب ، « ز » ، « ك » ، « ب » و ‏‏« ز » كوتاه هستند . پس شعر فوق دوبيتي است . ‏

مثال شعري : هرسبزه كه بركنارجويي رسته است ......... گويي زلب فرشتـه خويـي رستـه است ‏

‏ پا بر سـر سبـزه تا به خواري ننهي............ كان سبزه زخاك لاله رويي رسته است ‏

توضيح : اوّلين هجاي هر يك از مصراع هاي شعر فوق « هر » ، « گو » ، « پا » و « كا » مي باشد
كه يك ‏هجاي بلند هستند پس شعر فوق رباعي است . ‏

...........................................................

چهار پاره ( دوبيتي هاي به هم پيوسته ) ‏
‏ دوبيتي هاي هم وزن با قافيه هاي مختلف كه در معني به هم پيوسته هستند .

با اين تفاوت كه قافيه معمولاً ‏در مصراع هاي دوم رعايت مي شود . ‏


‏ ‏ نمودار چهارپاره
‏ .............. ..............1 ‏
‏.............. ................1‏
‏ ٭ ٭ ٭
‏ .............. ..............2‏
‏ ............. ...............2

مشخصات چهارپاره :

‏1- هر بند از چهارپاره دو بيت است امّا شاعر در آوردن تعداد اين بند ها محدوديتي ندارد . ‏
‏2- محتواي و درون مايه هاي چهارپاره اجتماعي و غنايي است .‏
‏3- چهارپاره بر خلاف دوبيتي محدوديت وزني ندارد بلكه به وزن هاي مختلف سروده مي شود . ‏
‏4- زمان رواج اين قالب در ايران پس از مشروطه است .
مشهورترين چهارپاره سرايان عبارتنداز : ملك الشعرا بهار ، رشيد ياسمي ، فريدون توللي ،

فريدون مشيري ‏و دكتر حميدي . ‏

نمونه ای از چهارپاره:
فالگیر

کند وی آفتاب به پهلو فتاده بود ----- زنبورهای نور زگردش گریخته

در پشت سبزه های لگدکوب آسمان----- گلبرگ های سرخ شفق تازه ریخته

***
کف بین پیرد باد درآمد ز راه دور ----- پیچیده شال زرد خزان را به گردنش


آن روز میهمان درختان کوچه بود ----- تا بشنوند راز خود از فال روشنش

***
در هر قدم که رفت درختی سلام گفت----- هر شاخه دست خویش به سویش دراز کرد

او دست های یک یکشان را کنار زد ----- چون کولیان نوای غریبانه ساز کرد

***
آن قدر خواند که زاغان شامگاه ----- شب را ز لابلای درختان صدا زدند

از بیم آن صدا به زمین ریخت برگ ها----- گویی هزار چلچله را در هوا زدند

***
شب همچو آبی از سراین برگ ها گذشت ----- هر برگ همچو نیمه دستی بریده بود

هر چند نقشی از کف این دست ها نخواند ----- کف بین باد طالع هر برگ دیده بود

(نادر نادرپور)

.................................

قالب شعر : چهار پاره)

سنگ گور / سیمین بهبهانی


ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خـــــاطـــر بــر مــــن منگـــــــر تاب نگـــــــــــاه تـو ندارم
بر من منگـــر زانکه به جـــــــــــز تلخی اندوه در خاطــــر از آن چشــــــم ســـــــــیاه تو ندارم


ای رفته ز دل ، راست بگو !‌ بهــــر چه امشب با خاطـــــــــره هـــا آمده ای بـــــــاز به سویم؟

گـــــــر آمده ای از پی آن دلبــــــر دلخــــــــواه من او نـی ام او مرده و من ســـــــــایه ی اویم


من او نی ام آخـــــــر دل من سرد و سـیاه است او در دل ســــودازده از عشق شـــــــرر داشت
او در همه جـــــــــا با همـه کس در همه احـوال سـودای تو را ای بت بی مهــر !‌ به سر داشت


من او نی ام این دیده من گنگ و خموش اسـت در دیده ی او آن همه گفتـــــار ، نهـــــــان بود
وان عشق غـــــــم آلوده در آن نرگس شـبرنگ مرموزتر از تیـــــــرگی ی شــــــــــامگهان بود


مـــن او نیــــــم آری ، لب من این لب بی رنگ دیری ســت که با خنده ای از عشق تو نشکفت
امــــا به لب او همه دم خنـــده ی جــــان بخش مهتاب صفـت بر گل شـــــــــــبنم زده می خفـت


بر مـــن منگــــر ، تاب نگــــــــــــــاه تــو ندارم آن کس که تو می خـواهیـش از مـن به خدا مرد

او در تن من بـود و ، ندانم که به نــــــاگـــــــاه چون دید و چهـــــــا کرد و کجا رفت و چرا مرد


من گــــور وی ام ، گور وی ام ، بر تن گرمش افســــــردگی و ســــــــردی ی کافـــــــور نهادم
او مرده و در ســـــــینه ی من ،‌ این دل بی مهر ســــنگی اســت که من بر ســــر آن گور نهادم




آخرین فریب / نادر نادرپور


گـر آخــــرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود اینك هــــــــــــــزار بار ، رها كرده بودمت
زان پیشــــتر كه باز مرا سوی خود كشی در پیش پـای مرگ فـــــــــــدا كرده بودمت

هر بار كـز تو خواســــــــته ام بر كنم امید آغـوش گرم خـــــــــویش برویم گشاده ای
دانسته ام كه هر چه كنی جز فریب نیست اما درین فریب ، فســـــون هــــا نهاده ای

در پشـت پرده ، هیچ مداری جز این فریب لیكن هـــــــزار جــــامه بر اندام او كنــــی
چون از ملال روز و شــــبت خاطرم گرفت او را طـلــــب كنـــــی و مرا رام او كنـــی

روزی نقاب عشق به رخســــــــار او نهی تا نوری از امیــــــد بتــــابد به خـــــاطرم
روزی غرور شـــــعر و هنــــر نام او كنی تا سر بر آفتــاب بســــایم كه شـــــــــاعرم

در دام این فریب ، بســـــی دیر مــــانده ام دیگر به عذر تــازه نبخشــــم گناه خویش
ای زندگی ، دریغ كه چون از تو بگســــلم در آخرین فریب تـو جویم پنـــــــاه خویش





مستزاد ‏
‏ به شعري گفته مي شـود كه به آخـر هر مصـراع آن يك قـُالب شعري ديگر ،

به صورت كلمات موزون ‏( وزن دار ) افزوده مي شود. بطوري كه كلمه يا كلمات افزوده شده

معني مصراع ماقبل خود را تكميل مي ‏كند . ‏

نكته : كلمات موزون پايان مصراع ها همگي بر يك وزن مي باشند و با مصراع هاي قبل خود نيز هم وزن اند ‏‏.

توجه :

دانش آموزان عزيز به خاطر داشته باشيد كه مصراع هاي اوّل مستزاد خود

در واقع يكي از قالب هاي ‏قطعه ، رباعي يا غزل بوده است

كه شاعر با افزودن كلمات موزون به پايان هر مصراع قالب جديدي به نام ‏مستزاد ساخته است

به گونه اي كه كلمات موزون معمولاً تابع قالب شعر هاي اصلي مي باشند . ‏

مثال شعري :

دوشينــه پـي گـلاب مـي گــرديــدم.......... بـر طـرف چمـن ‏

‏ پـژمــرده گلــي ميـان گلشـن ديــدم......... افسرده چو من

‏ گفتم كه چه كردي كه چنين مي سوزي.... اي يـار عـزيــز ‏

‏ گفتـا كه دمي در ايـن چهـان خنديدم......... پس واي به مـن
....................

گیرم که ز مال و زر کسی قارون شد ---------- مرگ است زپی!

یا آن که به علم و دانش افلاطون شد ---------- کو حاصل وی؟

اندوخته ام ز کف همه بیرون شد ---------- کو ناله ی نی؟

ز اندیشه کونین دلم پرخون شد ---------- کو ساغر می؟
(مشتاق اصفهانی)
............................

گر حاجت خود بری به درگاه خدا ---------- با صدق و صفا

حاجات ترا کند خداوند روا ---------- بی چون و چرا

ز نهار مبر حاجت خود در بر خلق ---------- با جامه ی دلق

کز خلق نیاید کرم وجود و عطا ---------- بی شرک و ریا
(سنا)

...................

میرزاده عشقی:

این مجلس چــــــــارم به خدا ننگ بشر بود دیدی چه خبر بود

هرکـــــــــار که کردند ضرر روی ضرر بود دیدی چه خبر بود

این مجلس چـــــــــارم خودمانیم ثمرداشت؟ والله ضـرر داشـت

صد شکر که عمرش چو زمانه به گذر بود دیدی چه خبر بود



مشخصات مستزاد : ‏

‏1- موضوع و درون مايه مستزاد مي تواند مدح ، عشق و عرفان ، مسائل اجتماعي و ميهني باشد . ‏
‏2- تنها قالب شعر سنتي است كه مصراع هاي آن با هم مساوي نيستند . ‏
‏3- اولين مستزاد در قرن پنجم از مسعود سعد سلمان بر جاي مانده است .‏

نكته :

اهمّيّت مستزاد در آن است كه در پيدايش شعر نيمايي اثر داشته

و منبع الهام نيما در كوتاه و بلند ‏كردن مصراع هاي شعر نو بوده است . ‏

مشهورترين مستزاد سرايان عبارتنداز : مسعود سعد سلمان ، نسيم شمال ، ملك الشعرا بهار،

اديب الممالك ‏فراهاني ، اخوان ثالث و حسام هروي . ‏


در واقع يكي از قالب هاي ‏قطعه ، رباعي يا غزل بوده است