فرهاد در منظومه ي نظامي ووحشي بافقي (1)

فرهاد نظامي و فرهاد وحشي
يک مقايسه ادبي
فرهاد به عنوان عاشقي كامل و انساني پراز خلوص و پاكي ابتدا در داستان خسرو وشيرين نظامي گنجوي امده است در قرن ششم سپس قرن دهم وحشي در داستاني بي نظير ظرايف و زيبايي هاي عشق را در شخصيتي هنرمند و پاك مي نهدفرهاد در منظومه ي او سمبل پاك ترين ارزش هاي عاشقي است و...نشان ناكام ترين عاشق.
كمال الدين وحشي بافقي كرماني متولد 939 بافق است.اجدادش توانگر و اهل هنر بودند او از شعراي زبر دست قرن دهم است كه با اشعار ساده وموثر در همه نوع شعر طبه آزمايي نمود و در همه ي ان ها كم و بيش موفق بوده است بهترين كار او مثنوي فرهاد و شيرين است گرچه مناجات زيباي او نيزدر شهرتش تاثير گذار بود با:
الهي سينه اي ده آتش افروز در ان سينه دلي وان دل همه سوز...
فرهاد درمثنوي وحشي بافقي شكل تكامل يافته عشقي مملواز معرفت و شناخت واقعي است و...
فرهاد در ادبيات ما مظهر و نشان عاشق پاك باز و بي دلي است كه جان خود را براي معشوق خود شيرين بهايي نداند و خواست شيرين را فراتر از هر شيريني ميداند و در راه عشق جان را در كف دست مي نهد و ارزش عشق را فراتر از هر نگاهي ميبيند
فرهاد يکي از معروفترين قهرمانان ادبي ايران و نام او زبان زد همه افراد صاحب ذوق اين سرزمين است. از قرن ششم به بعد کمتر غزلسراي ايرانيست که بارها در اشعار خود تمثيلي از داستان فرهاد نياورده و به داستان عشق ناکام او اشارهاي نکرده باشد.شک نيست که اين اشتهار فرهاد حاصل هنر شاعر بزرگ ايراني نظامي است و اگر چه اصل داستان پيش از او وجود داشته اين شاعر بزرگوار در واقع با سرودن داستان خسرو و شيرين اين نمونه عشق و وفا را خلق و ابداع کرده است. پس از نظامي شاعران بسياري از او پيروي کرده و داستان خسرو شيرين را که شامل عشق ناکام فرهاد نيز هست از نو سرودهاند. اما اين تقليدها هيچيک در مقابل اصل رواج و رونقي نيافته و تنها منظومه ناتمام «فرهاد و شيرين» وحشي است که به سبب بعضي خصائص مقبول اهل ذوق گرديده است.
در اين مختصرقرار است اين شخص داستاني مشهور يعني فرهاد را که شايد از فرط شهرت بطور عادي جزئيات صفات و خصايص او در ذهن نميآيد از روي دو منظومه نظامي و وحشي معرفي شود و در اين معرفي ناچار پي مقايسهاي ميان دو شاعر پيش ميآيد.
اما بايد نخست گفت که غرض از مقايسه نظامي و وحشي از جميع جهات نيست و شايد با عظمت قدر نظامي چنين سنجشي اصولاً روا نباشد. در اينجا فقط يک نکته مورد بحث است و آن چگونگي بيان اوصاف و صفات يکي از اشخاص است که در هر دو منظومه مذکور ديده ميشود.
مقام فرهاد در دو منظومه
پيش از ذکر خصال و صفات فرهاد اين نکته را نيز بايد گفت كه مقام او در دو منظومه منظور يکسان نيست. اشخاص اصلي در منظومه نظامي خسرو و شيرينند و فرهاد فقط به عنوان شخص فرعي وارد داستان ميشود و حال آنکه در منظومه وحشي فرهاد شخص اصلي است و به اين سبب شاعر داستان را از جدايي خسرو و شيرين يعني از جايي که فرهاد وارد صحنه ميشود آغاز کرده است و حوادث پيش از آن مانند آشنايي خسرو و شيرين و ابتداي عشق ايشان و قيام بهرام چوبينه و رفتن خسرو به روم و زناشويي او با مريم دختر قيصر و جز اينها را که در منظومه خسرو و شيرين آمده به کلي متروک گذاشته است.
غرض دو شاعر از سرودن داستان
نکته قابل ملاحظه ديگر غرض دو شاعر از سرودن اين داستان است که با هم اختلاف دارد. نظامي در آغاز داستان خسرو و شيرين خود را اديبي معرفي ميکند که شاعري پيشه اوست و در پي يافتن مطلبي است که به نظم در آورد و هنر خود را آشکار کند:
ادامه ي مطلب را بخوانيد...
وقتي تو نيستي
تمام لحظات خوش در عمق نگاه زیبایی ها و التذاذ از آن لحظات پر می شود برانم از زیبایی های دریای ادبیات با قطراتی هرچند ناچیز مرطوب کنم قسمتی از تیه دل های مشتاق را