انگار
 این سالها که می گذرد
 چندان که لازم است
 دیوانه نیستم
 احساس می کنم که پس از مرگ
 عاقبت
 یک روز
 دیوانه می شوم !

شاید برای حادثه باید
 گاهی کمی عجیب تر از این
 باشم
 با این همه تفاوت
 احساس می کنم که کمی بی تفاوتی
 بد نیست
 آه! ای چشم های مغرور !
 این روزها که جرئت دیوانگی کم است
 بگذار باز هم به تو برگردم !
 بگذار دست کم
 گاهی تو را به خواب ببینم!
 بگذار در خیال تو باشم!
 بگذار ...
 بگذریم!
 این روزها
 خیلی برای گریه دلم تنگ است !